تبلیغات
ღ♥ღروی این آبی آرام بلند ...ღ♥ღ - معرفی کتاب...
تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1391 | 19:19 | نویسنده : سحر

جسارت می خواهد نزدیک شدن به دختری که روزها مردانه با زندگی میجنگد اما شب ها بالشش از هق هق های دخترانه خیس است...

سلام به همگی روزتون خوش

راستش اصلا نمیدونم که چرا متنم رو با این جملات آغاز کردم شاید چون احساس کردم خیلی زیباست یا شاید یک تلنگر...

در هر صورت بگذریم من و بچه ها تصمیم گرفتیم که چون نزدیک به نمایشگاه ببین المللی کتاب هستیم یک مناظره ی کتابی و معرفی کتاب راه بندازیم البته با کمک شما.ما قصدمون این هست که به معرفی کتاب های خوب بپردازیم و راجع به اون ها بحث کنیم و انتظار داریم که شما هم به ما کتاب های خوب رو معرفی کنین .خلاصه این که به کمک شما خیلی نیاز داریم فقط اینکه فقط به بردن نام کتاب بسنده نکنید و توضیحات و گاها نقد ها و عقاید خودتون رو هم بگین و اگر هم توضیحاتتون زیاد بود ما اون رو به عنوان پست قرار خواهیم داد.

و ضمنا این پست تا روز نمایشگاه پست ثابت خواهد بود.

خوب اول از همه خودم شروع میکنم با معرفی کتاب "وقتی نیچه گریست"

تشریف ببرین ادامه مطلب...

کتاب وقتی نچه گریست نوشته دکتر اروین د.یالوم به عقیده ی من یک کتاب بی نظیر هست .به ندرت پیش میاد که من راجع به چیزی انتقاد نکنم اما این کتاب فوق العاده هیچ جایی برای نقد ندارد.

به گفته ی دکتر یالوم این کتاب یک رمان آموزشی محصوب میشود.کتاب به رویارویی خیالی فریدریش نیچه فیلسوف نامی و دکتر یوزف برویر میپردازم.برویری که شهرتش در علم طب کمتر از آوازه نیچه در فلسفه نیست.دکتر یالوم در خلال این داستان جذاب به توصیف درمان های رایج وسواس فکری میپردازد که هر دو شخصیت داستان به نوعی گرفتار آن هستند.

جدای از این بخش آموزشی کتاب که علاقه مندان و دانش جویان روان پزشکی را به سمت خود میکشاند عقاید فیلسوف بزرگ اروپا در این کتاب خواندنیست .خود من از طریق این کتاب با عقاید نیچه آشنا شدم. عقایدی که به نظرم واقعا ستودنی هستند.

اگر هم این دو بخش رو کنار بگذاریم برای کسی که نه به فلسفه علاقه دارد و نه به روان شناسی این کتاب یک رمان بسیار جذاب و خواندنیست.

برای بیش تر آشنا شدن با کتاب فوق العاده وقتی نیچه گریست بخشی ازاون رو براتون گذاشتم:

وقتی که دکتر برویر راجع به بیمارانی که به شکل عجیبی از بیماری خود سود میبرند با نیچه گفت و گو میکرد:نیچه با قطعیت تمام راجع به سود های خود از بیماریش صحبت کرد که من این بخش را میستایم

"صحبت نیچه گل کرده بود. به نظر میرسید آماده است ساعت ها در این باره به سخنرانی بپردازد:بیماری مرا با حقیقت مرگ نیز آشکار کرد . گاهی باور میکنم به بیماری لاعلاجی مبتلا هستم که به زودی مرا از پای درخواهد آورد. چشم انداز مرگ قریب الوقوع،موهبتی است:از ترس فرا رسیدن مرگ،پیش از به پایان رسیدن آنچه باید بنویسم،بی وقفه کار کرده ام. آیا هر چه پایان ،مصیبت بار تر باشد ،اثر هنری عظیم تری خلق نخواهد شد؟چشیدن طعم مرگ به من وسعت دید و شجاعت بخشیده است.در مقام استاد،زبان شناس یا فیلسوف بودن مهم نیست.آن چه مهم است شجاعت  خود بودن است!ص160

امیدوارم که این کتاب رو حتما تهیه کنید و بخونید.

خوب حالا نوبت شماست که کتاب های فوق العاده ای که تا حالا خوندید رو معرفی کنیدالبته این رو هم اضافه کنم که ای جریان تا اواسط اردیبهشت ادامه داره و در صورت تمایل شما مناظره ی کتابیمون رو ادامه خواهیم داد...

                                                                     فعلا خدانگهدارتون...