تبلیغات
ღ♥ღروی این آبی آرام بلند ...ღ♥ღ - آرامش...
تاریخ : چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 | 16:29 | نویسنده : فاطمه

خوب دوستان،توی این پست باز هم یه نوشته از خودم گذاشتم.البته من نوشته های خودم رو میذارم چون اولا قرار بود اینجا دلنوشته بذاریم،بعدشم میخوام مطالبی نباشه که قبلا خوندین.ولی خوب اگه خواستین،میتونین بگین نذارم...حالا بفرمایین بخونینش و نظرتون رو بگین...


.

.

.

خسته ام...

سخت خسته ام...نمی دانم از که؟از چه؟اصلا برای چه...؟

اماآن قدر خسته ام که نهایت آرزویم اینست...

دلم می خواهد که دو سه روز آرامش داشته باشم...

آرامش مطلق...!

آرامش مطلق یعنی...

یک دنیای خالی...

خالی از همه کس...

خالی از همه چیز...

دنیایی که در آن فقط خودت هستی...

خودت و خودت...

آرامش مطلق یعنی...

یک حافظه ی خالی...

خالی از خاطرات...

خاطرات تلخ و شیرین...

خالی از یاد آدم ها...

آدم های خوب و بد...

یعنی...

حافظه ای که حافظه نیست...

حافظه هی که با آن...

هیچ فکر و خیالی نداری...

حافظه ای که با وجود آن...

از همه چیز آزادی...

رهایی...

یک حافظه ی تهی...

آرامش مطلق یعنی...

یک قلب خالی...

خالی از هر چیز...

خالی از احساس...

از احساس نفرت...

و حتی...خالی از عشق...

آرامش مطلق یعنی فقط دو سه روز...

قصر قلبت را سنگی بسازی...

سرد و بی روح...

و ذهنت را...

پرکنی از پوچ...

از هیچ...!

آرامش یعنی دو سه روز...

فقط برای خودت باشی...

یا نه...!

فقط دو سه روز...

"خودت" برای خودت باشی...

بدون احساس...

بدون خاطره...

بدون خاطره ی افرادی که به خاطر احساس خوبت به آن ها...

همواره نگرانی...

نگران آن که از دست بروند...

نگران آن که از دستشان بدهی...

و این نگرانی...

مادام...

آرامشت را در هم می شکند...

آرامش مطلق یعنی دو سه روز...

در یک دنیای خالی...

با یک حافظه ی خالی...

و با یک قلب خالی...

سرت را روی زانو های خدا بگذاری...!

موهایت را به دستانش بسپاری...

آرام بگیری...

قصر سنگی قلبت از گرمای وجودش ذوب شود...

و حافظه ات از عطر او پر شود...

آرامش یعنی...

در این دنیا...

آرام بخوابی...

بدون فکر...

بدون هیچ رویا...

چرا که هیچ رویایی به شیرینی آرام گرفتن در آغوش گرم خدا نمی شود...!

 

خوب...خیلی ممنون از حضورتون...نظر یادتون نره...راستی،برای بهبود وب نظرسنجی هم گذاشتیم حتما شرکت کنین!