تبلیغات
ღ♥ღروی این آبی آرام بلند ...ღ♥ღ - سلاح عشق
تاریخ : شنبه 10 تیر 1391 | 11:24 | نویسنده : سحر

ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟!


سلام به همه ی دوستای گلم خوبین خوشین؟خوش میگذره؟!امیدوارم که لحظات خوبی رو پشت سر بذارید برعکس من که مزخرف ترین ساعات عمرم داره سپری میشه...

یه خسته نباشید جانانه بگم به همه ی کنکوریای عززززززززززیززززززززززم خسته نباشید واقعاآرزو میکنم هرکی تلاش کرده خدا جواب تلاششو بدهدیگه راحتتتتتتتتت شدین

برد کاله  ی همیشه قهرمان تبررررررررررریک میگمامیدوارم نرفتنمون به المپیکو کاله کمی جبران کنه

راستش چون حالو حوصله ی زیادی ندارم یه دست نوشته ی خیلی کوچولو میذارمو میرم ...

                                                          سلاح عشق

توی این دنیای نکبتی همه چیز تلخه،خیلی تلخ ،خیلی خیلی تلخ...!

حقیقتی یا نیست یا تلخه...!

زندگی یا نیست یا تلخه...!

همه چیز تلخه همه چیز...

واژه های شیرین توی این دنیا اصلا وجود نداره اینا همش توهمه برای آدماییی که فکر میکنن داره توی این دنیا بهشون خوش میگذره!اما نمیبینن که این دنیا داره چه بلایی سرشون میاره!

تمام کائنات دست به دست هم دادن تا منو تورو از پا دربیارن....

من تها با منیتم و تو تنها با توئیتت از پس این دنیای نکبتی بر نمیایم...

پس بیا با هم باشیم و به نیرو عشق با دنیا بجنگیم...

هی رفیق به من اعتماد کن هیچ سلاحی قوی تر از نیروی عشق پیدا نمیکینم....


ممنون از لطفتونشاد باشین.فعلا