تبلیغات
ღ♥ღروی این آبی آرام بلند ...ღ♥ღ - انتهای قصه ها و غصه ها...
تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391 | 09:35 | نویسنده : سحر

هیچگاه چشم هایت را برای کسی که مفهوم نگاهت را نمیفهمد گریان مکن...!



سلام دوستان عزیز دلم براتون تنگ شده بود زیاد!!!!

همه چی سر جاشه زندگی بر وفق مراد هست؟!!!!!

این شعرمو راستش خودم خیلی دوست دارم و میخوام بدونم نظر شما راجع بهش چیه خوش حالم میکنین اگه با صداقت جواب بدین


عزیز آشنای من

بگو برایم از کلاغ قصه ها

همان که هیچگاه به خانه اش نمیرسد

بگو برایم از رسیدنش بگو

بگو که روزی میرسد

به انتهای قصه و غصه ها


امید لحظه های من

بگو برایم از سپیدی سحر

همان که هیچگاه ندیده ام به چشم سر

بگو برایم از سپیدیش بگو

بگو که روزی میرسد

به انتهای قصه ها و غصه ها


حریم من هوای من 

بگو برایم از عروس آسمان

همان که هیگاه نیادمده است به خوابمان

بگو برایم از درخشش بگو

بگو که روزی میرسد

به انتهای قصه ها و غصه ها


روشنی شب های من

بگو برایم از شهرزاد قصه گو

همان که هیچگاه برای ما نکرده قصه بازگو

بگو برایم از بازگفتنش بگو

بگو که روزی میرسد

به انتهای قصه ها و غصه 


طنین نغمه های من

بگو برایم از انتهای قصه ها و غصه ها

همان که هیگاه شیرین نبود برای فرهاد کوه ها

بگو برایم از پایانش بگو 

بگو که روزی میرسد

به انتهای قصه ها غصه ها


خب چطور بود؟

راستی راجع به پست پایین بگم که به خاطر درخواست چند تا از دوستان گذاشتیم.اگه خواستین بگین تا رمزشو بهتون بگم.

تا بعد خداحافظ....




نمایش نظرات 1 تا 30