تبلیغات
ღ♥ღروی این آبی آرام بلند ...ღ♥ღ - «خدا چه رنگیه؟»
تاریخ : پنجشنبه 4 اسفند 1390 | 10:35 | نویسنده : طاهره

- مامان یه چیزی بپرسم؟

زن کتابچه ی سفیدرابست وآنراروی میزگذاشت:بپرس عزیزم

- مامان خداچه رنگیه؟

زن سرش راجلوبرد:چطور؟

- آخه امروزنسرین سرکلاس می گفت خدازرده

- خوب توبهش چی گفتی؟

- من بهش گفتم که خدازردنیست،سفیده.مکثی کرد....مامان،خداسفیده؟مگه نه؟

زن چشمانش روبست وسعی کردآنچه دخترش پرسیده بوددرذهن مجسم کند،اماهجوم رنگ های مختلف به اواجازه نداد.

چشم بازکرد:نمیدونم دخترم توچطورفهمیدی خداسفیده؟

دخترک چشم روی هم گذاشت،دستانش رادرهم قلاب کردولبخندزنان گفت:آخه هروقت توسیاهی به خدافکرمی کنم،یه نقطه ی سفیدپیدامی شه....