تبلیغات
ღ♥ღروی این آبی آرام بلند ...ღ♥ღ - ღ♥ღو امــــــــا قــــــصــّـــه ـــــے مـــــــا...!ღ♥ღ

من دلم می خواهد...
خانه ای داشته باشم پر دوست...
کنج هر دیوارش...
دوستهایم بنشینند آرام...
گل بگو گل بشنو...
هرکسی می خواهد...
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد...
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند...
شرط وارد گشتن...
شست و شوی دلهاست...
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست...
بر درش برگ گلی می کوبم...
روی آن با قلم سبز بهار...
می نویسم ای یار...
خانه ی ما اینجاست...
تا که سهراب نپرسد دیگر...
خانه دوست کجاست...؟

فریدون مشیری


.

.

.

29/11/1390 :

.

.

.

با گذاشتن اولین پست، رسما كار وب رو شروع كردیم: " آغاز قصه ی آرامش..." این طوری شروع می شد: " قصه از حنجره ایست/ كه گره خورده به بغض..."توی این پست از اهدافمون گفتیم. از شما خواستیم كمكمون كنید و ما رو به جمعتون بپذیرید. اول با یه تعداد محدود بازدید كننده شروع كردیم و 3-2 تا لینك...بعد كم كم تعداد پیوند هامون زیاد شد و همین طور تعداد دوستامون. با گذشت زمان انگیزه مون برای بهتر شدن وب و تحكیم دوستیمون بیش تر می شد. تحكیم دوستی با كسانی كه انصافا حتی از پشت مانیتور های بی روح، گرمای حضورشون حاحساس می شد.دوستایی كه هركدوم توی شهر و استان های مختلف بودن ولی اگه هركدوم از بچه ها به كمك كوچیك یا بزرگی احتیاج داشت، با وجود صدها كیلومتر فاصله، دست به دست هم، ازش پشتیبانی می كردن. كسانی كه با صمیمیت ما رو توی جمعشون پذیرفتن، بهمون اعتماد كردن واعتماد ما رو جلب كردن. همونایی كه هیچ وقت نه ما اون ها رو دیدیم نه اون ها ما رو...ولی با این حال با روح بزرگشون دوستی رو حتی بهتر از بعضی از اطرافیان در حق مون تموم كردن.شما دوستای خوبی كه آلاچیقمون رو پر از عطر و بوی محبت و دوستی كردی و ما رو به اهدافمون رسوندین. ما هم در عوض دلمون رو به محبت شما گره زدیم. یه گره ی محكم كه حتی با پایان كار این وب، باز هم نمی شه بازش كرد.

همه ی اینا رو گفتم كه بگم ما تا همین جا هم كلی تشكر بهتون بدهكاریم. به خاطر همه ی محبت هاتون. همون طور كه احتمالا تا حالا متوجه شدین دارین پست آخر وبلاگ ما رو می خونین.خیلی لطف كردین كه تا همین جا یعنی تا آخرش پا به پای ما اومدین.اعتراف می كنم با این كه حتی یك سال هم نمی شه كه شما ها رو می شناسم حس می كنم چندین سال از آشناییمون می گذره.

خوب ، اكثر شما ها با مقوله ای به اسم كنكور آشنایی دارین.یه رقابت بزرگ كه كافیه فقط یه كم حواست پرت باشه تا با دستای خودت بخش مهمی از سرنوشتت رو به باد بدی.شما رو نمی دونم ولی این رقابت برای ما خیلی مهمه.ضمنا الآن بنده خبر دارم تو اون ذهنتون چی می گذره...نه خیر...ما از اوناش نیستیم داداش! ( همون خرخونی رو می گم كه چندبار تو دلت گفتی...!)اتفاقا حداقل من این طوریم كه به هر بهانه ای از زیر درس در می رم.پس حداقل كاری كه می تونیم بكنیم اینه كه خودمون بهانه دست خودمون ندیم.( حالا ما این وب رو هم تعطیل می كنیم، ولی آخر هیچ گلی به سر خودمون نمی زنیم، حالا ببین(خدا نكنه البته(پرانتز در كمانك شد!!!!))) خوب ما قرار نیست كاملا با نت خداحافظی كنیم.مطمئنا توی این دو سال بهتون سر می زنیم.فقط شاید یه كم دیر و زود بشه ولی حتما می آیم(ناراحت نباشین.هه...!)فقط چون سر پا نگه داشتن وب یه خرده وقت گیره ترجیح دادیم یه مدت(2 سال!) تعطیلش كنیم.اما حذفش نمی كنم چون اولا كلی خاطره باهاش داریم، ثانیا اگه بخوایم برگردیم یه روز،دوست داریم بیایم همین جا.ضمنا در طول این مدت هركدوم از بچه ها ممكنه دلش بخواد و بیاد پست بذاره پس دلیلی برای غصه خوردن وجود نداره( این یعنی شما همچنان اگه وقت داشتین یه سری به وب ما هم بزنین)

خوب دیگه...از طرف همه ی بچه ها ازتون تشكر می كنم و به خاطر همه ی كم كاری هامون ازتون می خوام كه ما رو ببخشین.ضمنا به دعاهاتون به شدت نیاز داریم.دعا كنید اگه قراره دوباره برگردیم با دست پر بیایم.

خوب من یه متن از خودم توی ادامه ی مطلب براتون گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد و به عنوان یادگاری داشته باشینش.آخر از همه و قبل از خداحافظی دوست داریم نظر شما رو هم نسبت به خودمون و وبمون بشنویم.همین طور اگه فكر می كنین خاطره ای با وبلاگ ما دارین خیلی دوست داریم بشنویم(بخونیم).پس منتظریم...و نهایتا...

دوست من، هیچ وقت فراموش نكن :

ღ♥ღ"همیشه لبخند بزن...!"ღ♥ღ


ღ♥ღ
http://up.vatandownload.com/images/x77flkes77q10qtd3r4.jpg
خیلی دعامون كنید بچه ها.مطمئن باشین فراموشتون نمی كنیم.بدرود...!

در دنیای انسان ها همه چیز یا خودش احساس می شود یا نبودش. نور، خودش احساس می شود و نبودش تاریكی ست.گرما خودش احساس می شود و نبودش سردی ست.عشق خودش احساس می شود و نبودش نفرت است...و امید!خودش احساس می شود!و..آدمی لاجرم، برای خلا فرضی آن نامی انتخاب نموده است...نا امیدی!

تاریكی، سردی، نفرت، و البته نا امیدی، صرفا نام هایی ست كه انسان بر خلأ نهاده است.و خلأ...یعنی عدم. یعنی هیچ، یعنی پوچ!و پوچ...هرگز نبوده است، و عدم نیست...و خلأ، هرگز احساس نمی شود!پس ناامیدی...تنها وهم است و وهم است و خیال!

همه جا، همیشه، همواره، امید حاكم است!تا خدا هست، و تا دنیا هست، و تا هوا هست، و تا نفس هست، و تا تو هستی!و وقتی این ها همه هست، دیگر عدم، و خلأ، به چه معناست...؟!

تو هستی! و نفس می كشی! ونمی دانی لحظه ای بعد، چه خواهد گذشت!و این یعنی...هزار اتفاق تازه در راه است!هزار اتفاق ناخوانده!و هزار شروع دوباره!و بر این تعبیر...برازنده تر از امید، چه نامی می توان نهاد؟!

و تو...!

بدان كه نا امید یعنی بی رمق! یعنی نا توان!كه دیگر نه رمقی دارد ونه توانی و نه حتی نای آغازی دوباره!آری نا امید بدون نا...كه اگر ناامید نا نداشته باشد، آن چه كه می ماند، سراسر امید است و امید است و امید...!

و امید...همه جا هست! از همیشه محسوس تر! از همیشه ملموس تر!و دیگر نا امیدی نیست!و این یعنی تو...

زندگی كن...!

با شور...!

با شوق...!

و البته...!

با امید...!



http://bia2mob.net/uploads/posts/1334597776_exis-night-gallery-79076.jpg



نمایش نظرات 1 تا 30